
من اکنون احساس می کنم،
بر تل خاکستری از همه آتش ها و امیدها و خواستن هایم،
تنها مانده ام.
و گرداگرد زمین خلوت را می نگرم.
و اعماق آسمان ساکت را می نگرم.
و خود را می نگرم.
و در این نگریستن های همه دردناک و همه تلخ،
این سوال همواره در پیش نظرم پدیدار است،
و هر لحظه صریح تر و کوبنده تر
که تو این جا چه می کنی؟
امروز به خودم گفتم:
من احساس می کنم،
که نشسته ام زمان را می نگرم که می گذرد.
همین و همین.
دکتر علی شریعتی
اردیبهشت ۴۹
لینک مستقیم
نظر
© بلاگ نوشت, 2007
مدتیه احساس میکنم این کارهایی که در این زمینه(همین دیگه…وردپرس) میکنم (هر طوری که هست…به هر صورتی که هست…) طرفدار یا خواننده نداره…بعد این سوال برام پیش میاد خب چرا این کارا رو ادامه بدم؟
بعضی دوستان میگن هر کسی که این کارا رو انجام میده خودش علاقه داره … یا واسه دل خودش انجام میده…
خلاصه بخوام منظورمو بگم اینه که نمی دونم چرا این کارا رو میکنم یا یه دلخوشی ندارم…نمی دونم کسی هم خوشش میاد از این کار ها (پوسته ها یا مقالات…)یا نه….
اما از همه ی این ها که بگذریم…کی از این پوسته خوشش میاد؟ چطوره؟ به درد انتشار میخوره؟